مدیریت و اقتصاد (دکتر علیرضا شرف زاده)

Dr_sharafzadeh

مقایسه مدیریت اسلامی با تئوری کلاسیک ها

تشابهات و تفاوتهای تئوری مدیریت علمی تیلور با نظام مدیریت اسلامی
چهار اصل کلی مدیریت مطرح شده در تئوری مدیریت تیلور شامل :

  • کشف اصول علمی انجام کار
  • انجام علمی کار با کارگر ماهر
  •  پاداش و کنترل
  •  تشریک مساعی طبقه کارگر با مدیریت

اینها مورد قبول نظام مدیریت اسلامی است و هم در قرآن و هم در گفتار و رفتار پیامبر و ائمه اطهار –علیه السلام- برآن تأکید شده است، با این تفاوت که در نظام مدیریت اسلامی به جای اصل تشویق و تنبیه، اصل تبشیر و انذار در قرآن مطرح شده است و برخلاف تئوری تیلور که تشویق و تنبیه را حفظ در امور دنیوی و مادی می داند، در نظام مدیریت اسلامی تشویق و تنبیه هم مادی و هم معنوی (دنیوی و اخروی) است. به عبارتی سخت ترین تنبیه نارضایتی خدا و ترس از عقوبت اوست و بهترین تشویق جلب رضای الهی و امید به پاداش اخروی و ابدی خواهد بود.
همه مراحل مطرح در مدیریت علمی تیلور در نظام مدیریت اسلامی نیز مطرح است با این تفاوت که

  •  اولاً در مرحله انتخاب و آموزش کارکنان، منظور تیلور فقط آموزش تخصصی کارکنان سطح عملیاتی است. اما در نظام مدیریت اسلامی آموزش برای همه کارکنان در  هر سطحی لازم است و علاوه بر آموزش تخصصی در جهت اهداف سازمانی آموزش عقیدتی در جهت اهداف الهی و معنوی را نیز شامل می شود و هر نوع آموزشی باید در جهت اهداف الهی باشد.
  • ثانیاً در تئوری تیلور، کارکنان تحت نظارت مداوم و هماهنگی و برنامه ریزی مدیر قرار دارند، در صورتی که در نظام مدیریت اسلامی هم کارکنان و هم مدیر در وهله اول خود را تحت نظارت الهی می دانند و هر دو براساس اصل الهی امر به معروف و نهی از منکر و نیز در چارچوب قانون الهی بر کار همدیگر نظارت مداوم دارند. در نظام مدیریت اسلامی نظارت اجتماعی و نظارت فردی بر اعمال خویش جایگاه مهمی دارد اما جایگاه نظارت اداری نیز محفوظ است.


اهداف نهایی تئوری تیلور کاهش هزینه های سازمان، افزایش تولید و افزایش سود صاحبان سرمایه و سازمان و به دنبال آن افزایش دستمزد کارگران و رضایت مادی آن هاست. در نظام مدیریت اسلامی علاوه بر این موارد، تحقق اهداف اخلاقی و معنوی و سعادت اخروی انسان ها نیز مطرح است و بلکه اولویت دارد.
نوع نگرش تیلور به انسان، نگرشی محدود و ناقص است که فقط جنبه مادی و اقتصادی او را در نظر دارد و انسان ها را تا سطح مهره های سازمانی و گوریل باهوش تنزل داده و در خدمت تولید بیشتر می داند و لذا نیازهای معنوی آن ها را در نظر ندارد و به همین دلیل انسان ها را استثمار می کند.
اما در نظام مدیریت اسلامی، انسان جایگاه والایی دارد و موجودی الهی است که از سه بعد مادی، معنوی و روحی تشکیل شده است. او می تواند تا مقام خلیفه الهی پیشرفت کند و لذا خداوند همه چیز را برای انسان آفریده و او را برای خودش، همچنان که در حدیث قدسی می فرماید:
خَلَقتُ الاَشیاءَ لِاَجلِکَ وَ خَلَقتُکَ لِاَجلِی. (نقل از تقوی دامغانی، 1374، ص67)
بنابراین در نظام مدیریت اسلامی استثمار انسان ها ممنوع است اما کار کردن برای آن ها عبادت تلقی شده و علاوه بر پاداش مادی اجر معنوی و رضایت وآرامش روحی را نیز به دنبال دارد.
* از مقایسه تئوری تیلور با نظام مدیریت اسلامی می توان نتیجه گرفت که سیستم مدیریت زمانی اسلامی است که ویژگی های زیر را داشته باشد:
الف) انتخاب مدیران براساس شایسته سالاری مورد نظر اسلام (برتری علمی، اخلاقی، جسمی و...) و کنار گذاشتن شیوه های غلط مرسوم فعلی.
ب) استفاده از تشویق و تنبیه به معنای تبشیر و انذار، یعنی در نظر گرفتن هر دو بعد معنوی و مادی و دنیوی و اخروی آن با اولویت دادن به تبشیر و توجه به بعد معنوی و اخروی یعنی ایجاد امید به لطف و رحمت پروردگار در عالم آخرت.
ج) تنظیم همه اهداف حول محور اهداف الهی، خدا را ناظر بر همه امور دانستن و استفاده بهینه از اصل امر به معروف و نهی از منکر و ایجاد خودنظارتی در بین کارکنان.
د) داشتن نگرش مثبت نسبت به کارکنان و زیردستان و تلاش در جهت آموزش و ارتقاء کارکنان همه سطوح (در همه ابعاد مادی، معنوی و روحی) و جلوگیری از استثمار و تبدیل شدن آن ها را مهره های سازمان به معنایی که در تئوری تیلور مطرح است.

تشابهات و تفاوت های تئوری ماکس وبر با نظام مدیریت اسلامی به شرح ذیل است:
نوع سیستم در تئوری مدیریت بوراکراسی ماکس وبر بسته و متمرکز است و مدیر پیرو چنین نگرشی فقط در چارچوب مقررات سازمان تصمیم می گیرد.
در نظام مدیریت اسلامی نیز اصول و راهبردهای اصلی در قالب قوانین الهی و به صورت متمرکز تدوین می شود و هرگونه تصمیم گیری هم باید در چارچوب قانون و بدون دخالت افراد غیرمسئول می باشد، اما این بدان معنا نیست که مدیر مستبدانه تصمیم بگیرد بلکه اصل مشورت و استفاده از عقل جمعی برای کاهش خطای اجتماعی در همه مراحل تصمیم گیری باید اجرا شود.
نکته کانونی تئوری ماکس وبر، توزیع و اعمال قدرت و اختیار (به شکل سلسله مراتب) از یک طرف و مشروع ساختن این اعمال قدرت سازمانی از سوی دیگر است.
در نظام مدیریت اسلامی نیز اصل سلسله مراتب به شدت مورد تأکید است تا جایی که سرپیچی ازآن حتی برای پیامبر –صلی الله علیه و آله- جایز نبوده است. تا جایی که در این خصوص خداوند متعال خطاب به پیامبر –صلی الله علیه و اله- می فرماید:
« وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ، ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ، فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ» (الحاقه، 47-44)
اگر او [محمد پیامبر] پاره ای گفته ها بر ما بسته بود، دست راستش را سخت می گرفتیم، سپس رگ قلبش را پاره می کردیم. و هیچ یک از شما مانع از [عذاب] او نمی شد.
همچنین در نظام مدیریت اسلامی از خدا و رسول و اولی الامر آن ها برای مؤمنان واجی شده است. در این خصوص قرآن مجید می فرماید:
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء، آیه59)
وبر ساختار بوروکراتیک خود را بر مبنای نه اصل استوار ساخته و توضیح داده است که عبارتند از:
تنظیم وظایف رسمی و مداوم سازمان در چارچوب مقررات و قواعد روشن، ایجاد زمینه برای شایستی، استقرار سیستم آموزش فنی و تخصصی، ایجاد سلسله مراتبی از مقامات و پست های سازمانی، تفکیک مالکیت و مدیریت، احراز آزادی سازمان، ایجاد سیستم منظم ثبت و ضبط پرونده ها و مدارک سازمان، ایجاد سیستم منطقی حقوق و مزایا و استقلال سازمان در تصمیم گیری.
* همه اصول نه گانه ی ماکس وبر (قرن ها قبل از او) در نظام مدیریت اسلامی مطرح و اجرا شده است با این تفاوت که: 
اولاً در تئوری ماکس وبر همه امور حول محور سازمان و قوانین سازمانی می چرخد، در صورتی که در نظام مدیریت اسلامی همه امور از جمله قوانین سازمانی باید حول محور الله و قوانین الهی تنظیم شود.
ثانیاً در اصل سلسله مراتب ماکس وبر، اجرای دستور سازمان بدون چون و چراست در صورتی که در نظام مدیریت اسلامی اجرای دستور مافوق تا زمانی لازم است که دستورات او منطبق بر قانون و اصول الهی و در مسیر حق باشد و در غیر این صورت تکلیف از مکلف ساقط است.
ثالثاً نظام مدیریت اسلامی هم استقلال در تصمیم گیری مطرح کرده و هم عوامل تهدید کننده آن را تشریح کرده و هم شیوه های تقویت آن را خیلی بهتر از ماکس وبر ارائه داده است.

  مهم ترین ایراد وارده بر تئوری ماکس وبر این است که به پیروی از منطق سیستم بسته اش بر نتایج پیش بینی شده و قابل تعمیم تأکید دارد و نتایج پیش بینی شده و منفی ناشی از انسان، محیط و تکنولوژی را نادیده گرفته است. اما در نظام مدیریت اسلامی با اینکه تصمیم گیری براساس اصل الهی مشورت و توکل به او صورت می گیرد، نتیجه را حتمی و مقطوع نمی داند.
* از مقایسه تئوری مدیریت بوراکراسی وبر با نظام مدیریت اسلامی می توان نتیجه گرفت که مدیر اسلامی دارای ویژگی های زیر است:
الف) سلسله مراتب سازمانی را الزامی می داند. اما بدون چون و چرا آنطور که ماکس وبر می گوید، بلکه تا زمانی که دستورات مافوق طبق مقررات و مطابق با حق و دستورات الهی باشد.
ب) قوانین را به شکل روشن و بدون ابهام تنظیم و ابلاغ می کند، زمینه ابراز شایستگی را برای همه افراد و کارکنان آموزشی فراهم می کند، با جلوگیری از دخالت افراد غیرمسئول در تصمیم کیری ها آزادی و استقلال خود را حفظ می کند، یعنی تلاش می کند تا آموزش و پروش برای دستیابی به اهداف خود فعالیت کند نه تحقق اهدافی که دیگران می خواهند و جزو وظایفش نیست، ثبت و ضبط امور را به روز و استاندارد می نماید و سیستم منطقی و اثربخش حقوق و مزایا را به کار می گیرد.
ج) گرچه اهداف و برنامه های راهبردی را براساس اهداف الهی و اسلامی به صورت متمرکز تنظیم می کند، اما از حاکمیت یک سیستم بسته و مستبدانه جلوگیری کرده و به مدیران و کارکنان تحت امر آزدی عمل می دهد تا زمینه برای ابتکار و خلاقیت کارکنان فراهم شود.
د) از تعمیم نتایج پیش بینی شده و مقطوع دانستن آن می پرهیزد و تغییرات ناشی از انسان، محیط و تکنولوژی را در نظر می گیرد. تا بدین وسیله شرایط برای ارائه طرح های نو فراهم گردد.
تفاوت ها و شباهت های تئوری مدیریت اداری فایول با نظام مدیریت اسلامی
فایول امور یا فعالیت های مدیریت را به شش دسته فنی، تجاری، مالی، تامین، حسابداری و اداری دسته بندی کرده و معتقد است که توفیق سازمان منوط به اجرای این وظایف شش گانه است ولی دسته ششم یعنی امور اداری از قبیل برنامه ریزی، فرماندهی، ساماندهی، هماهنگی و کنترل، مهمترین وظیفه مدیر است.
* درصورتی که در نظام مدیریت اسلامی که سند معتبر آن نامه 53 امام علی –علیه السلام- است امور مدیریت به 13 دسته به شرح ذیل تقسیم شده است:
مقننه، مالی و اقتصادی، دفاعی، فنی و عمرانی، اجتماعی، قضایی، تجاری، نظامی، اداری، سیاسی، صنعتی و تولیدی، امور رفاهی و حمایتی، امور دینی و اخلاقی و اعتقادی.
در نظام مدیریت اسلامی هم امور مطرح شده مهم هستند اما مهمترین وظیفه مدیر که سایر وظایف او او نیز براساس آن خواهد بود؛ امور دینی (اعتقادی و اخلاقی) یعنی توجه دادن خود و همکاران به اجرای احکام الهی و کسب رضای خداوند است.
تئوری مدیریت اداری فایول پنج خصوصیت فیزیکی، فکری، روحی، تحصیلی و تجربی را برای مدیر لازم می داند.
* در نظام مدیریت اسلامی علاوه بر خصوصیات مطرح در تئوری تیلور خصوصیات دیگری در نظر گرفته شده است که برخی از آن ها عبارتند از:
ایمان به خدا، رسول خدا و اولی الامر، تواضع و فروتنی، ساده زیستی، ورع یا اجتناب از گناه، عطوفت و مهربانی با زیردستان، نظم و انظباط، سعه صدر، شجاعت، امانت داری، صبر و حوصله، وفای به عهد، دین داری و... .
فایول مهارت و استعدادهای لازم برای انجام فعالیت های شش گانه مدیریت (فنی، بازرگانی، تامین، حسابداری و اداری) را شامل: مهارت های فنی (تخصصی)، انسانی و اداراکی دانسته و نتیجه گیری کرده است هرچه به سطوح بالای سازمان نزدیک می شویم، استعداد و مهارت کلی و ادراکی لازم است.
در نظام مدیریت اسلامی نیز هم مهارت تخصصی و هم اشراف بر امور (مهارت ادارکی) و هم مهارت انسانی برای مدیر لازم است. و مدیران باید سعی کنند این سه مهارت را از طریق علم آموزی (آموزش تخصصی)، تجربه اندوزی و آشنایی با امور دینی و اعتقادی و رعایت فضایل اخلاقی کسب نمایند.
همه اصول مطرح در تئوری فایول با دو تفاوت اصلی در نظام مدیریت اسلامی نیز مطرح است. تفاوت اول این است که در تئوری فایول همه اصول حول محور قوانین سازمانی ساخته بشر تنظیم شده است و برای دستیابی به اهداف سازمانی است. در صورتی که در مدیریت اسلامی اصول و قوانین الهی محور است و سایر اصول و امور سازمان باید براساس آن تنظیم شوند.
تفاوت دیگر این است که در نظام مدیریت اسلامی علاوه بر چهارده اصل مطرح در تئوری فایول چند اصل دیگر مطرح است که در تئوری فایول مشاهده نمی شود، این اصول عبارتند از:
-    اصل عدم تقدم بر خدا و رسول خدا و اولی الامر آن ها (و به تبع آن ولایت فقیه)
-  اصل آخرت گرایی (دنیا مزرعه آخرت است)
-  اصل اعمال مدیریت براساس بصیرت نیروها
* با توجه به نتایج تطبیق تئوری مدیریت اداری فایول با نظام مدیریت اسلامی، می توان گفت که مدیر اسلامی دارای ویژگی هایی به شرح ذیل است:
الف) گرچه همه امور سازمان برای او مهم هستند، اما امور دینی و اخلاقی و اعتقادی (رعایت اصول و فروع دین  اطاعت از امر خدا، رسول خدا و اولی الامر آنها) را دررأس فعالیت های خود قرار می دهد.
ب) بر این اساس علاوه بر اصول مطرح در تئوری فایول، رعایت اصول دیگر از جمله آخرت گرایی، اعمال مدیریت براساس بصیرت نیروها را برای خود الزامی می داند.
تشابهات و تفاوت های تصمیم گیری در تئوری کلاسیک با نظام مدیریت اسلامی

 در نظام مدیریتی اسلامی به این سوالات پاسخ داده شده است:
أ‌)    علاوه بر پیامبران، هرکس که شرایط و ویژگی های مشخص شده در مدیریت اسلامی را رعایت کند خداوند او را در دل مردم و پیروان قرار می دهد.
ب‌)     در نظام مدیریت اسلامی راه های دستیابی به شخصیت کاریزماتیک (قدرت نفوذ در دیگران) معرفی شده اند. از جمله: تقوا و خداترسی، صداقت، عدالت، نترسیدن از غیر خدا، کمک به بینوایان، خضوع و خشوع در مقابل خدا و مردم، سعه ی صدر، بیان شیوا، علم و دانایی، صداقت و... .
ج‌)     هرکس در هر سطحی از مدیریت به اندازه رعایت ویژگی های فوق الذکر می تواند از شخصیت کاریزمایی (نفوذ ر دیگران) برخوردار شود.
د‌)    در نظام مدیریت اسلامی مدیران و رهبران دارای قدرت نفوذ متفاوت هستند. (در سطح گروه، قوم، ملت و امت) مثل تأثیرگذاری پیامبران اولوالعزم که در حد کل بشریت بود و تاثیرگذاری پیامبران غیر اولوالعزم که در حد گروه و قوم خاصی بود.
و‌)    در نظام مدیریت اسلامی قدرت نفوذ شخصی (کاریزماتیک) رهبر و مدیر موقتی و زودگذر نیست بلکه در صورت حفظ شرایط مدیریت اسلامی حتی سال ها پس از مرگ رهبر، این تأثیر در بین پیروان ماندگار خواهد بود. درصورتی که رهبران کاریزماتیک غیر اسلامی برای مدت کوتاهی در بین پیروان تاثیر دارند.
* با توجه به توضیحات فوق، می توان گفت مدیران اسلامی در (هر سطحی از مدیریت) نیز می توانند در خود شخصیت کاریزمایی ایجاد نمایند. به نحوی که در دل و جان زیردستان نفوذ کرده و آن ها داوطلبانه و عاشقانه از برنامه ها و دستوراتشان پیروی نمایند به شرطی که ویژگی هایی که در نظام مدیریت اسلامی معرفی شده اند را در خود ایجاد نموده و در عمل رعایت کنند.

در تئوری کلاسیک مشارکت پنج مرحله برای تصمیم گری مشخص شده است که در چهار مرحله آن مدیر خودش تصمیم می گیرد و زیردستان یا از تصمیم مطلع نیستند و یا در حد دادن اطلاعات به مدیر مشارکت دارند و تنها در مرحله پنجم است که مدیر ناچاراً در شرایطی که به بن بست می رسد برای چاره جویی در پی راه حل و توافق جمعی در این خصوص است. در صورتی که در نظام مدیریت اسلامی تصمیم گیری لزوماً براساس اصل الهی مشورت (وشاورهم بالامر) انجام می شود و این اقدام (مشورت) نه تنها ضربه ای به ساختار سیستم نمی زند بلکه باعث استحکام آن از طریق مشارکت کارکنان در تصمیم گیری ها و نیز اتخاذ تصمیمات مطمئن، قاطع و واقعی می گردد.
بنابراین بهترین نوع مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت در نظام مدیریت اسلامی وجود دارد چراکه حتی پیامبر گرامی اسلام –صلی الله علیه و آله- با اینکه عقل کل بود و از طریق وحی به خالق هستی ارتباط داشت ولی باز هم ملزم به مشورت با مؤمنین بود. درصورتی که در مدل کلاسیک نوعی استبداد در تصمیم گیری مشاهده می شود و مشارکت به معنای واقعی نیست.
* با این وصف مدیران اسلامی در همه مراحل تصمیم گیری بایستی اصل الهی مشورت با زیردستان را به طور جدی به کار گرفته و از نظرات و پیشنهادات همکاران نه فقط برای جمع آوری اطلاعات بلکه برای دستیابی به بهترین راه حل و اتخاذ تصمیم ها استفاده نمایند. به نحوی که همه کارکنان، خود را در تصمیم گیری ها شریک دانسته و نسبت به اجرای آن احساس مسئولیت بنمایند.
این کار هم باعث اتخاذ بهترین تصمیم می شود هم در بین مدیر و کارکنان اعماد و اطمینان و علاقه ایجاد می کند و نهایتاً به بهبود کیفیت سازمان کمک می کند.

نتیجه گیری
- هر یک از تئوری های کلاسیک-نئوکلاسیک و نوین (مدرن) مدیریت مورد مطالعه و در این تحقیق، فقط یک یا چند مؤلفه از مؤلفه های مدیریت را مورد تجزیه و تحلیل قرار داه اند. بنابراین هیچ کدام از آن ها نمی توانند یک تئوری جامع و کامل مدیریت محسوب شود.
- هریک از این تئوری ها در دوره ای از زمان و برای نقطه ای خاص از جهان (جهان سرمایه داری و یا جهان سوسیالیسم) طراحی شده است، بنابراین کاربرد آن ها در سایر (به خصوص جوامع اسلامی) قبل از تطبیق و بومی سازی منطقی نیست.
- در هیچ کدام از این تئوری ها، ارزش های دینی (حتی ارزشهای دینی جوامع مربوطه) گنجانده نشده است و لذا اخلاق مدیریت نیز مورد توجه قرار نگرفته است.
- هدف مشترکی که در همه این تئوری ها دنبال می شود تولید و سود مادی بیشتر و بنابراین بهره کشی بیشتر از انسان ها (کارکنان و کارگران) است و کمترین توجهی به کرامت انسان ها و جنبه معنوی و روحی آن ها شده و متأسفانه انسان ها را تا حد گوریل باهوش تنزل داده و مورد اهانت و استثمار قرار داده اند.
حتی در نظریه های جدید (که برروابط انسانی تأکید دارند) نیز هدف آن است که با زبان خوش و دوستانه از انسان ها بهره کشی بیشتری به عمل آورند یعنی فقط روش اعمال مدیریت را تغییر داده اند و هدف همان تولید بیشتر برای کسب سود مالی بیشتر است.
* در مقابل همه تئوری های معاصر مدیریت، نظام جامع مدیریت اسلامی قرار دارد. نظامی با هویت مستقل اسلامی که ریشه در قوانین و ارزشهای الهی و قرآنی دارد. نظامی با قدرتی حدود 1400 سال (یعنی حدود 1300 سال بیشتر از تئوری های معاصر مدیریت) که توسط پیامبر گرامی اسلام پایه ریزی گردید و سیمای آن را می توان در قرآن مجید، نهج البلاغه و احادیث و روایات اسلامی و سیره عملی پیامبر اعظم –صلی الله علیه و آله- و ائمه اطهار –علیهم السلام- به خوبی مشاهده کرد. نظامی که معتقد است همه دنیا برای انسان و رشد او تا نهایت کمال آفریده شده است. نظامی که انسان را دارای سه بعد مادی، روحی و معنوی تلقی کرده و ضمن توجه به هر سه بعد و تأمین سعادت دنیا و آخرت، بعد معنوی و سعادت اخروی انسان ها را در اولویت قرار می دهد.
* در نظام مدیریت اسلامی هر آنچه که در تئوری های معاصر مدیریت به تفکیک و به شکل پراکنده به آن پرداخته شده، به صورت جامع و کامل آمده است. به علاوه در این نظام ارزش ها و اخلاقیات و اصول الهی و انسانی بر مدیریت حاکمیت دارد و بر این اساس همه چیز از جمله تولید باید در خدمت رشد و تعالی همه جانبه انسان ها قرار گیرد. بنابراین در مدیریت اسلامی استثمار انسان به هر شیوه ای ممنوع است و هیچ کس حق ندارد به کرامت او به بهانه ی تولید بیشتر اهانت کند اما این بدان معنا نیست که در اسلام کار کردن و تولید بیشتر مع شده باشد بلکه در اسلام کار کردن عبادت تلقی می شود و اجر جهاد در راه خدا را دارد و بیکاری و تنبلی به شدت مذمت شده و گناه محسوب می شود و به همین خاطر انسان مسلمان باید تمام توان خود را در بهره برداری بهتر از امکانات خدادادی به کار گیرد تا هم خود بهره مند شود و هم به دیگران کمک کند و هم جامعه به رشد و توسعه برسد. ویژگی ممتاز نظام مدیریت اسلامی در مقابل اصل منفعت گرایی (اصالت سود مادی) حاکم بر جوامع غرب و شرق و تئوری های مدیریت آن ها، اعتقاد به اصل آخرت گرایی است که براساس آن دنیا مزرعه آخرت و فرصتی برای کاشت انسان است که پاداش و کیفر آن را در عالم آخرت که باقی و جاودان است خواهد دید و این مورد باعث ایجاد امید به آینده ای جاودان و تمام نشدنی است که نیروی مضاعف و مثبت و نیز نظارت بر اعمال خود (خودکنترلی) در کارکنان و مدیران سازمان ها ایجاد می کند.
* به طور خلاصه می توان گفت نظام مدیریت اسلامی نظامی پویا با هویتی الهی است که نگرش آن نگرشی جامع، سیستمی و علمی و روش آن روش انسان مداری و هدف آن رشد همه جانبه ی انسان در همه ابعاد مادی، روحی و معنوی و تأمین سعادت و رستگاری دنیوی و اخروی او می باشد.
بنابراین به جرأت می توان گفت که گرچه نظام مدیریت اسلامی حدود 1400 سال پیش بنیان گزاری شده است، اما علاوه بر آن که همه نکات مثبت تئوری های معاصر مدیریت را شامل می شود و از نکات منفی آن ها مبرّاست، دارای ویژگی های منحصر به فردی است که در هیچ کدام از تئوری های امروزی مدیریت مشاهده نمی شود و اگر مدیران و کارکنان سازمان های اسلامی آن را به طور کامل به کار گیرند، همه جا پر از عدالت می شود و جوامع اسلامی از هر نظر سرآمد جهان خواهند شد.

چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۸ | 16:12
عليرضا شرف زاده
مشخصات وب
مدیریت و اقتصاد (دکتر علیرضا شرف زاده) علیرضا شرف زاده دکتری مدیریت و برنامه ریزی اقتصادی
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
9614

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای مدیریت و اقتصاد (دکتر علیرضا شرف زاده) محفوظ است .